علت ناکامی افراد در تحصیل کمالات
68 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا بسیاری از افراد به خصوص قشرمتدین جامعه با این که خیلی مشتاق مباحث اخلاقی و رشد و کمال معنوی هستند و غالبا راه­هایرسیدن به آن را نیز می­دانند، ولی عموما در تحصیل این کمالات و در مقام عمل ناموفق هستند؟

قبل از پاسخ به این پرسش به چند نکته اشاره می­شود تا بحث بهتر روشن شود.در تحصیل ارزش­های اخلاقی دوعامل نقش اساسی دارد:

1.تحصیل علم و آگاهی نسبت به آن چه که باید به آن­ها پای­بندباشیم؛

2.تقویت گرایش نسبت به همان چیزهایی که پای­بندی به آن­هالازم است.

پس از حصول علم و آگاهی نسبت به حقایقی که لازم است به آن آگاه و پای­بند باشیم در برخی موارد گرایش­های معارض،انسان را از روی آوردن نسبت به آن حقایق باز می­دارد و به قول معروف چوب لای چرخ

خودسازی قرار می­دهد.قرآن کریم ریشه­ این گرایش­های معارض را زیر سه عنوان عام و گسترده و در عین حال مربوط به هم مطرح نموده است که عبارتند از:

1.هوای نفس؛

2.دنیا؛

3.شیطان.

استاد مصباح یزدی در توضیح هوای نفس می­فرمایند: «اگر ازمیل­های غریزی و کشش­های کور که فقط ارضاء خود را می­خواهند و بس، پیروی کردیم بدون آن که فکر کنیم نتیجه بعدی آن چه می­شود و غرض ما صرفا لذّات آنی باشد این هوای نفس است؛ اما اگر تأثیر آن را در روح و سرنوشت خویش و رابطه با خدایمان، موردتوجه و دقت قرار دادیم و سپس تصمیم گرفتیم و گرچه تصمیم نهایی ما در نهایت همان باشد که غریزه خواسته است، عمل به چنین تصمیمی دیگر پیروی از نفس و هوای نفس نخواهد بود و در عبارتی کوتاه تر ملاک هوای نفس این است که غریزه کور و مرز ناشناس ارضاء شود و نقطه مقابلش این است که هنگام ارضاء غریزه، عقل به کار گرفته شود»(اخلاق در قران،ص207).

ـ در مورد دنیا هم می­نویسند: «توجه بیش از حد به دنیا،نگرانی نسبت به آن، دل بستن به آن و آن را به طور مستقل و به خاطر خودش مورد توجه قرار دادن و به آن اهتمام ورزیدن عامل انحراف و سقوط اخلاقی انسان است» (همان،ص225).

ـ همچنین: «راه نفوذ شیطان نیز تنها از طریق وسوسه در دلانسان بوده، از راه تزیین اعمال زشت، دادن وعدههای دروغ و ترساندن، این وسوسه را در دل انسان ایجادمی­کند» (همان،ص232و 233).

 مرحوم نراقی در جامع السعادات دارند كه: «نفس انسان داراى قوايى است كه بعضى به نيكي­ ها و فضائل میخوانند و برخى متمايل به بدي­ها و رذائل‏اند و هرگاه براى يكى از آن دو كمترين انگيزه‏اى كه مناسب و درخور طبع و سرشت اوست پديد آيد به آن ميل میكند و بر صاحبآن چيره میشود و چون انگيزه‏هاى بدى و شر براى قوا بيشتر از انگيزه‏هاى خيراست، تمايل به شر و بدى زودتر و آسان­تر از تمايل به خير و نيكى رخ می نمايد.از اين رو گفته‏ اند: تحصيل فضائل به منزله صعود به قله‏ هاى مرتفع است و كسب رذائل به مثابه نزول از آن­هاست و فرمایش پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به همين مطلب اشاره دارد كه: حُفت الجنة بالمكاره و حفت النار بالشهوات‏؛ بهشت ‏با ناملايمات همراه است و جهنم با شهوات قرين است‏».

با عنایت به نکته­ ای که از جامع السعادات آورده شد که انگيزه‏ هاى بدى و شر بيشتر از انگيزه‏ هاى خير است و تمايل به شر و بدى زودتر و آسان­تر از تمايل به خير و نيكى است، عوامل زیر می­توانند ریشه این ناکامی انسان در مقام آراستگی به فضایل و دوری از رذایل مورد توجه قرار بگیرند:


  1. گرایش به رفاه و آسایش (گرایش به مادّی­گری)؛

  2. غفلت از یاد مرگ و معاد؛

  3. گرفتار روزمرّگی شدن؛

  4. تسویف ( امروز و فردا کردن)؛

  5. ضعف در اراده؛

  6. نداشتن انگیزه لازم و کافی؛

  7. نداشتن برنامه خودسازی (خودفراموشی)؛

  8. نداشتن راهنما و استاد اخلاق؛

  9. ضعف در تربیت خانوادگی ( کوتاهی­ های والدین)؛

  10. محیط آلوده و دوستان غیر عامل به فضایل و یا آلوده به رذایل؛

  11. استکبار و خود زرگبینی؛

  12. عجب و غرور نسبت به داشته­ های خودو بسنده کردن به آن­ها و... .

    تک تک این عوامل باعث می­شوند که انسان در مسیر خودسازی و کمال نتواند توفیق چندانی به دست آورد.

    کاظم علی­محمدی